رودهای خروشان شمال؟
یا اروند سرافراز که چیزی نمانده بود جولانگاه سربازان وفادار و خالی بند دربار ملکه بشود؟
یا کارون بزرگ؟

اینجا کجاست؟
دریای نفت خیز خزر که سواحل شمالی اش آنچنان تفاوتی با باتلاق های آمازون ندارد؟
یا خلیج همیشه فارس؟
زاینــــده رود؟
سفید رود؟
هیرمند؟
ارس؟
.
.
.
.
.
.
.
نه عزیزان...
اینجا پارکینگ دانشکده مکانیک دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی است!
جنبش نرم افزاری و جهش علمی و چشم انداز بیست ساله و سی ساله و چهل ساله را حال می کنید؟
ایران با این امکانات و تشکیلات منحصر بفرد علمی حق ندارد قطب علمی دنیا بشود؟
نباید از اینکه هیچ کدام از دانشگاههای کشورمان جزو پنجاه دانشگاه اول آسیا نیستند ناراحت بشویم؟!!
عکس العمل فعالان سیاسی و اینترنتی به اتفاقات یکی دو روز اخیر هم نکات جالبی داشته.
اولا اینکه این ماجرا مشخص کرد، در میان آگاهان سیاسی چقدر اختلاف نظر و گستردگی برداشت از وقایع وجود دارد و حکومت کردن بر ملتی با این حوزه متنوع دیدگاه چقدر دشوار است.
ثانیا از آنجایی که در داخل و خارج کشور، همواره آدمهایی پیدا می شوند که از هر فرصت کوچک و بزرگی برای کوبیدن جمهوری اسلامی استفاده می کنند، قطعا این عزیزان از این فرصت هم نخواهند گذشت و بالاخره یک چماقی از گوشه و کنار این ماجرا درست می کنند تا بر سر حکومت بکوبند. کما اینکه این اتفاق به وضوح رخ داده و آنها که تا دیروز از آزادی فوری و بی قید و شرط سربازان انگلیسی می گفتند و هرگونه اطاله دستگیری این متجاوزان را "ماجراجویی" و "بی کفایتی" حاکمیت می دانستند، اکنون کاسه داغ تر از آش شده اند و دادشان به آسمان رفته که چرا جمهوری اسلامی امتیازی نگرفت و چرا بدون دستاورد اینها را آزاد کرد و چرا کوتاه آمد و عزت و اقتدار نظام چه شد و ...
این تذبذب فکری متاسفانه دامنگیر بسیاری از نیروهای درون جمهوری اسلامی هم شده و مخالفین رئیس جمهور سعی می کنند از این فرصت حداکثر استفاده را ببرند و رئیس جمهور را بخاطر عدم پایبندی به "اصولگرایی" و "انقلابی گری" متهم کنند. بعنوان مثال می گویند چرا این تصمیم بعد از اتمام اولتیماتوم ۴۸ ساعته بلر صورت نگرفت تا شائبه ترسیدن حاکمیت و کوتاه آمدن در مقابل تهدید بلر بوجود نیاید و یا چرا رئیس جمهور شخصا این سربازان را بدرقه کرد و ...
با تمام انتقاداتی که به احمدی نژاد دارم باید بگویم عملکرد وی در این ماجرا در مجموع مثبت و قابل دفاع بود.
کسانی که کوچکترین شناختی نسبت به روند تصمیم گیری در نظام دارند، به خوبی می دانند که تصمیم گیری در مواردی از این قبیل تنها به دست رئیس جمهور و دولت صورت نمی گیرد و این، لایه های فوقانی نظام هستند که تصمیمات نهایی را می گیرند.
"کوتاه آمدن جمهوری اسلامی در مقابل ضرب الاجل ۴۸ ساعته بلر" هم از آن حرفهاست که فقط از طرف بعضی از هموطنان مغرض و یا نادان ما صورت می گیرد. چنانکه چنین اظهارنظری به ندرت در شبکه های خارجی مطرح شد.
همه می دانند نظام جمهوری اسلامی که کوچکترین اهمیتی به قطعنامه های رنگارنگ و الزام آور شورای امنیت سازمان ملل متحد نمی دهد(قطعنامه های غیر الزام آور که هیچ!) هرگز در مقابل یک تهدید توخالی بلر که در روزهای گذشته تهدیدهای درشت تری هم داشته کوتاه نخواهد آمد.
در مورد امتیاز نگرفتن نظام و آزادی خشک و خالی این ملوانان هم باید بگویم، مسئولان جمهوری اسلامی بعد از ۲۸ سال کشتی گرفتن با قدرتهای جهان، آنقدر آبدیده شده و فهم و شعور دارند که ابعاد مختلف قضیه را بسنجند و آنگاه تصمیم گیری کنند.
یک روز قبل از آزادی ملوانان انگلیسی، جلال شرفی، دیپلمات ایرانی دستگیر شده در عراق آزاد شد. زمزمه هایی مبنی بر ملاقات مقامات ایرانی با دیپلماتهای دستگیر شده در اربیل، و حتی آزادی آنها نیز شنیده شد. لحن بسیاری از قدرتهای جهانی در مورد ایران به شکل قابل ملاحظه ای تغییر کرد و از همه ی اینها مهم تر، انگلستان با ارسال نامه ای به وزارت امور خارجه، تکرار نشدن تجاوز به آبهای ایران را ضمانت کرد و تلویحا، ورود غیر قانونی به آبهای ایران را پذیرفت.
این شواهد نشان می دهد آزادی این سربازان آن چنان بدون کسب امتیاز هم نبوده. پیشنهاد من به طرفداران جمهوری اسلامی این است که در چنین مواردی به حاکمیت اعتماد کنند و تا این حد تصمیم گیران نظام را دست کم نگیرند.
در مورد بدرقه عجیب و غریب این سربازان توسط رئیس جمهور هم ذکر این نکته لازم است که مراسم آزادی ملوانان انگلیسی، بدون شک بخشی از عملیات رسانه ای جمهوری اسلامی بوده است. اساسا این بدرقه را باید در چارچوب برنامه ریزی روانی و رسانه ای حکومت دید و با این حساب، بنظر من عملکرد رسانه ای نظام در این رابطه غیر منتظره و غیر قابل دفاع نبوده و نیست. بالاخره بسیاری از مردم جهان علی الخصوص غربی ها از برخورد خوب ایرانیان با نظامیان دربندشان شگفت زده شده اند و در واقع ایران با این کارش ۱۵ سفیر صلح راهی انگلستان کرده است.
فایده دیگر این ماجرا اینست که اتفاقات چند روز آینده، نیات حقیقی بریتانیای کبیر را برای همگان روشن خواهد کرد. اگر انگلستان در این ماجرا حقیقتا نیت خیری داشته نباید دست به اعمالی بزند که ایران را از برخورد خوب و آزادی زود هنگام سربازان انگلیسی پشیمان کند.
با همه ی توضیحات فوق به نظر من قضاوت در مورد برنده و بازنده این ماجرا و نتایج و دست آوردهای آن هنوز زود بنظر میرسد. امیدوارم ایران از برخورد محبت آمیزش پشیمان نشود و احمدی نژاد اگر صحنه را در مقابل افکار عمومی خارجی برده، در مقابل افکار عمومی داخلی نبازد. شکستی که در صورت وقوع، می تواند برای وی و دولت متبوعش گران تمام شود. می توان گفت احمدی نژاد همچنان بر روی لبه ی تیغ قرار دارد...
لینکستان:
بلر: ايران 15 ملوان را آزاد كرد ولي 4 سرباز انگليسي را كشت! >> باز من می گویم این آنگلوساکسونها پررو هستند شما بگویید نه!
اسکای نیوز: ملوانان ماموریت جاسوسی در ایران داشته اند >> در اين مصاحبه که 5 روز قبل از دستگيري اين ملوانان در آبهاي ايران گرفته شده فرمانده کريس اير علنا اظهار مي کند که ماموريت دارد در مورد ايران اطلاعات جمع کند (لینک فارسی)
نظرات موافق و مخالف خود را می توانید در بخش نظرات تکمیلی منعکس نمایید.

مسئولیت حفاظت از مرزهای آبی اروند بر عهده لشگر ۲۵ کربلا متشکل از بچه های شمال است(که در زمان جنگ هم عملیات والفجر هشت را انجام دادند). گشتهای سپاه هر شب وظیفه گشت زنی و بررسی اوضاع مرزی را بر عهده دارند.
مرز اروند همواره یکی از مشکلات سیاسی و جغرافیایی ایران با همسایگان غربی اش بوده است. ریشه این داستان به دعواهای مرزی حکومت صفوی با همسایه عثمانی اش بر می گردد. این ماجرا در زمان صدام در توافق وی با شاه در الجزایر ظاهرا برای مدتی مسکوت ماند اما این مشکل، بعدها دست آویزی برای صدام برای حمله به ایران شد و وی با پاره کردن قرار داد الجزایر در پارلمان عراق عملا دستور حمله به ایران را صادر کرد. گفتنی است این مسئله سالها پس از جنگ، ظاهرا در توافق لفظی هاشمی رفسنجانی و صدام حل شده است.
طبق قرار داد الجزایر "مدیریت اروند رود بين ايران و عراق مشترک است و هر دو میتوانند درآنجا دريانوردی بکنند".
آن گونه که یکی از فرماندهان لشگر ۲۵ کربلا که روز بازدید ما از اروند، شرایط این رودخانه و عملیات والفجر هشت را توضیح می داد گفته، خط مرزی ایران و عراق، عمیق ترین نقطه رودخانه است که تقریبا وسط آن قرار دارد.
ظاهرا کشتی های ایرانی از این رودخانه عبور نمی کنند و تنها کشتی های عراقی از این رودخانه می گذرند که البته این مطلب با هماهنگی با طرف ایرانی صورت می گیرد و مشکلی ندارد. همانطور که در این عکس، این کشتی عراقی در حال عبور از جلوی چشمان بازدیدکنندگان ایرانی اروند است:
فرض کنید یک کشور در یک گوشه دنیا با کشور همسایه اش قرارداد مرزی امضا کرده باشد و هر دو کشور بر اساس آن قرار داد با یکدیگر همکاری کنند. فرض کنید در این میان یک کشور دیگر از یک گوشه دیگر دنیا کشور همسایه را اشغال کند و ضمن لنگر انداختن در خاک آن کشور، کمپ نظامی و تاسیسات لشگری هم در آنجا تاسیس کند. حالا فرض کنید چند سرباز از کشور اشغالگر، بر خلاف تمامی قراردادهای دو جانبه میان کشور اصلی و همسایه اش، با بی نزاکتی تمام، نه برای یکبار که برای چندمین بار، وارد حریم آبی کشور اول بشوند و از روی تصادف، اینبار، در حالیکه نزدیک به نیم کیلومتر وارد آبهای کشور اول شده اند، توسط مرزبانان آن کشور دستگیر شوند. محض رضای خدا بگویید واکنش کشور اصلی در مقابل سربازان متجاوز، بر مبنای قوانین بین المللی، درک عرفی و عقلی، حقوق و تکالیف شرعی و هر مبنای دیگری که دلتان می خواهد چگونه باید باشد؟!
بیایید نام ها را فراموش کنیم. مهم نیست که کشور اصلی ایران باشد و همسایه آن، عراق و کشور متجاوز، بریتانیای کبیر! پیش بینی کنید واکنش کشور متجاوز به چنین ماجرایی چگونه باید باشد؟
عقل ناقص من می گوید کشور متجاوز در صورت اثبات ادعای تجاوز به خاکهای کشور اصلی، می تواند ضمن بیان یک عذرخواهی رسمی و ارائه تضمین عدم تکرار تجاوز، خواستار آزادی سربازانش باشد. در صورت عدم اثبات این ادعا نیز، این کشور می تواند ضمن ارائه شکایت به مراجع بین المللی پیگیر آزادی سربازانش باشد.
اما واکنش این آنگلوساکسون های مغرور نه از نوع اول است و نه از نوع دوم! تو گویی این ها از دماغ فیل افتاده اند و در دنیا کسی حق ندارد به آنها بگوید بالای چشمشان ابروست و هر غلطی دلشان خواست می توانند بکنند و هر جفنگی بخواهند می توانند بگویند!
اظهارات تحقیر آمیز، واکنشهای غیر منطقی و تند، اقدامات احمقانه، نهایت ظرف چشم آبی هایی است که سالهاست احدی اینچنین حالشان را نگرفته!
بر خلاف آنها که می گویند عذرخواهی کافی نیست و کارهای مهم تری باید صورت بگیرد، حقیر شدیدا اعتقاد دارم هیچ کاری برای این انگلیسی های مغرور و کله شق، سخت تر از عذرخواهی و پذیرش اشتباه نیست. قسم می خورم حاضرند تن به هر معامله و مصالحه ای بدهند اما غرورشان را زیر پا نگذارند و اشتباه و بی ادبی شان را نپذیرند و عذرخواهی نکنند.
به عنوان یک هفتاد میلیونی ام مردمان این آب و خاک، شدیدا از این اقدام شجاعانه و منطقی برو بچه های سپاهی خوشحالم و به عنوان ذره ای از دریای ایرانیان، اجرای کامل عدالت و سرجا نشاندن این چشم آبی های پررو را خواستارم!
باشد که مقبول افتد...
لینکستان:
-مقاله جالب گاردین در رابطه با برخورد ایران با اسرای انگلیسی و مقایسه آن با برخورد انگلستان با اسرایش:
No hoods. No electric shocks. No beatings. These Iranians clearly are a very uncivilised bunch
- تحلیل خبرگزاری مهر از عملکرد صحیح و هوشمندانه ایران در این ماجرا >> صد در صد این تحلیل را قبول دارم. علیرغم انتقادهای بسیاری که به دستگاه دیپلماسی سیاسی و رسانه ای حکومت دارم باید اعتراف کنم ایران در این ماجرا تا این لحظه بدون نقص عمل کرده است...
- مک کورمک: دیپلمات های ایرانی دستگیر شده را با سربازان انگلیسی مبادله نمی کنیم! >> آنگلوساکسون ها شورش را در آورده اند! خدا را، کدام یک از این دو غیر قانونی تر است؟ دستگیری دیپلمات ها در خاک یک کشور توسط سربازان کشور متجاوز دیگر یا دستگیری سربازان متجاوز به خاک یک کشور؟!
- عصبانیت سربازان ایرانی انگلستان در بی بی سی از عملکرد درخشان حکومت در بهره برداری رسانه ای از متجاوزان انگلیسی! >> فیل-تر است، خواستید از فیل-تر -شکن استفاده کنید.
- نامه ی جمعی از فعالان حقوق بشر در اینترنت، روشنفکران سایبر و مدافعان حقوق زنان تحت وب ایران به دبیر کل سازمان ملل >> طنز محمود فرجامی در مورد کاسه لیسان انگلوساکسونها (یواش یواش دارد از او خوشم می آید)
نظرات موافق و مخالف خود را می توانید در بخش نظرات تکمیلی منعکس نمایید.
درست است که سالی که نکوست، بهارش پرونده ایران در شورای امنیت مطرح می شود اما یک حس درونی به من می گوید سال ۸۶ احتمالا سال خوبی خواهد بود. راستش سال ۸۵، صرفنظر از یک ماه آخرش، یکی از گند ترین سالهای طول عمرم بود. احساس می کنم سال ۸۶ در هر حالتی از ۸۵ بهتر خواهد بود. حداقل برای من که اینگونه است، امیدوارم برای بقیه هم همینطور باشد...
اواخر سال با بچه های دانشگاه سری به مناطق جنگی زدیم. دریایی از شور و شعور و معنویت و عقل و احساس و عزت و مردانگی و ایثار را با بند بند وجودمان حس کردیم. یک عالمه فیلم و عکس استثنایی و دیدنی دارم که امیدوارم سر فرصت بتوانم خاطراتشان را بازگو کنم...
سال جدید را در جوار امام رضا آغاز کردیم و یکی دو روزی مهمان آقا بودیم. این هم یکی دیگر از نشانه های مطلوب بودن احتمالی سال ۸۶.
یک امشب را در تهران می مانم و فردا می روم ولایت. حرفهای بسیار زیادی برای گفتن دارم که امیدوارم این مشکل وحشتناک کمبود وقت(حتی در این باصطلاح تعطیلات) مانع گفتنشان نشود.
مجددا سال نوی همگی مبارک...