حتما شما خواننده ی عزیز ماجرای توهین به حجاب و تحقیر دخترک مذهبی و شاگرد اول دانشکده هنرهای زیبا را شنیده اید.
من کاری به چند و چون ماجرا و جزئیات آن ندارم. هر آدم عاقلی با شنیدن داستان متوجه می شود که احساسات یک دختر زیر پای استاد بیشعورش له شده و اعتقادات میلیونها آدم هم به همان شکل.
چیزی که برای من بسیار جالب است و به شدت مرا تحت تاثیر قرار می دهد، واکنش جماعت روشنفکر و اینترنت باز ایرانی است که یک بار دیگر، ماهیت حقیقی این جریان بیمار را نشان می دهد.
در راس این گروه، فمینیست های با کلاس و همیشه معترض هستند که ظاهرا به نقض حقوق زن در جامعه معترضند و حرف از عدالت جنسیتی می زنند و خودشان را برای احقاق حقوق از دست رفته خود می کشند!
اگر کوچکترین اتفاقی، حتی در حد یک تذکر ساده، برایشان رخ بدهد، جیغشان رو به آسمان می رود که وامصیبتا، دیدید حقوقمان پایمال شد؟ دیدید ما اینجا تحت فشاریم؟ دیدید کسی کرامت ما را حفظ نمی کند؟ دیدید؟
جالب نیست؟ این جماعت باصطلاح روشنفکر امروزی که در کوچکترین حادثه ای جیغ بنفش می کشند، در مقابله با اتفاق دانشگاه تهران و تحقیر علنی یک دانشجوی دختر، "لال" شده اند. کوچکترین اثری از ناراحتی، اعتراض، و یا یک همدردی ساده و دلجویی خشک و خالی در وبسایت فمینیست های پر مدعا پیدا نمی شود! هیچ!
حاضرند دو روز دستگیر بشوند تا نام و مشخصات و عکس های بزک کرده شان در همه جا پخش بشود و با صدتا وبسایت و رادیو و تلویزیون آنور آبی مصاحبه کنند، اما حاضر نیستند برای حفظ ظاهر هم که شده، لااقل یک همدلی و اظهار ناراحتی مختصری از آنچه برای یک دختر ایرانی اتفاق افتاده بکنند.
این چند چهرگی نیست؟ این نفاق نیست؟ این دورویی نیست؟ یکی نیست به اینها بگوید شما که تحقیر یک دختر دانشجو را، فقط و فقط به خاطر اینکه محجبه بوده و اعتقادات مذهبی دارد، به راحتی آب خوردن نادیده می گیرید، چطور انتظار دارید تشکیلات امنیتی سیستم مذهبی حاکم، به فعالیت های مزورانه ی شما که کوچکترین اعتقاد دینی و مذهبی ندارید اجازه ی رشد و نمو بدهد؟! وزارت اطلاعات حق ندارد بخاطر این دورنگی و تزویر وحشتناک و محسوس، در تمامی وبسایت ها و تریبون هایتان را تخته کند؟! از نظر شما تحقیر و هتاکی به دختر مسلمان چادری جایز است اما به شما فمینیست های سکولار (که قسم می خورم نه از فمینیسم چیزی می دانید و نه از سکولاریزم)، نقص صریح حقوق زنان حساب می شود؟!
این فقط یک بخش ماجراست. بخش دیگر، وبلاگ نویسان تازه به دوران رسیده و آزادیخواه هستند که برای اینکه مبادا خدای نکرده ژست روشنفکریشان بهم بریزد، به آسانی قضیه را ماستمالی کرده، از کنار آن می گذرند.
اینجا را بخوانید. وبلاگ نویس عزیز، برای توجیه اتفاقات پیش آمده می نویسد: "حالا بیایید فرض کنیم در کشوری یهودی زندگی می کنید. استادی به حالت تمسخر کلاه مخصوص نشان یهودیان را از سر دانشجویی بردارد تا او را به زعم خود تنبیه کند. آیا شنیدن این خبر که دانشجویان آن کشور دست به تحصن و اعتراض زده اند برایتان کمی مضحک نخواهد بود؟"
پسرک نادان! تو معنی کلماتی چون "تنبیه"، "تحقیر"،"توهین" و تفاوت اینها را می فهمی؟ تو می دانی "تنبیه" با "تحقیر" و "هتاکی" چقدر تفاوت دارد؟ تو می دانی وقتی یک استاد، احساسات یک دانشجو (آنهم دختر) را در میان سایر همکلاسی هایش لگدمال کند، چه حسی به وی دست خواهد داد؟ در آن قبرستانی که تو در آن درس می خوانی(اگر تحصیلاتی داشته باشی) اساتید برای "تنبیه" دخترها، دست زیر مقنعه آنها برده، موی آنها را بیرون می آورند؟ برای تنبیه پسران چطور؟
آدم نفهم! تو می دانی اگر در اسرائیل به یک نماد مذهبی یهودی، آنهم در محیط درسی، کوچکترین توهینی بکنی، پدرت را در می آورند؟ تو می دانی در برخی از کشورهای غربی(نظیر اروپای شمالی)، حتی یک دانش آموز(دانشجو که جای خود) هم حق ندارد دانش آموز دیگری را (به هر علتی) تحقیر کند؟!
مسخره است! حالا همه شده اند طرفدار "زرین کلک"!
آنها که تا دیروز اصلا از وجود چنین آدمی خبر نداشتند و زرین کِلک را zarrin kolak می خواندند و فرق انیمیشن را با گوشت کوبیده تشخیص نمی دادند حالا فریاد وا مصیبتا سر داده اند که چرا باید بخاطر چنین برخورد پیش پا افتاده ای(!) پدر انیمیشن ایران از دانشگاه تهران اخراج شود!
متن خبر روز را در این مورد بخوانید. با چنان آب و تابی از افتخارات و سوابق درخشان زرین کلک می گوید، گویی این آدم اگر دزدی هم کرده بود، طوری نبود! اصلا انگار اتفاقی نیفتاده! در حالی که هر عقل سلیمی می فهمد استادی که فهم و شعور و انسانیت نداشته باشد، اگر انیشتین هم باشد، فقط بدرد مقاله نوشتن در روز می خورد و نه تدریس و قرار گرفتن در میان احساسات پاک جوانان دانشجو.
روزآنلاینی که از کوچکترین اتفاق منفی در هر کجای کشور برای سیاه نشان دادن اوضاع استفاده می کند، از کنار چنین واقعه تاسف باری با آسانی می گذرد و از افتخارات زرین کلک می نویسد! حالا اگر یک جایی نیروی انتظامی به یک دختری بگوید که روسری اش را تکان بدهد، دار و دسته ی روزآنلاین خودشان را جر می دهند که ملت بشتابید که حقوق بشر نقص شد!
واقعا تمام چیزهایی که حسین درخشان در مورد روز و کارکنانش گفته درست است. دستش درد نکند. آدم اگر کور نباشد می بیند که این، "یورو"ی یامفت هلندی است که باعث می شود مشتی مفت خور، پا روی شرافت و انسانیتشان بگذارند و چشمشان را بر روی آنچه اربابانشان صلاح نمی دانند، ببندند!
حالم از اینهمه دورویی و تزویر و نفاق بهم می خورد. اینجاست که بعضی وقتها احساس می کنم سیستم حکومتی کشور، با همه ی نقص ها و مشکلاتش، از سر چنین موجودات وقیحی هم زیاد است!
لینکستان:
نوشته ی حمیدرضا علاقه بند را در همین رابطه بخوانید.